قیمت سکه و ارز
۱۳۹۳/۰۶/۱۷ - ۰۹:۵۴
چرا شرکت ملی نفت ناکارآمد است؟

NIOC، شکارچی یا شکار بان؟

خصلت ریاست و موضعی آمرانه در همه رده‌های شرکت ملی نفت دیده می‌شود و هیچ یک از این شرکت‌ها حاضر به کنار آمدن با نقش پیمانکاری نیستند؛ این مسئله شاید نشأت گرفته از روحیه اقتصاد ایران است که شرکت‌های دولتی همواره علاقه دارند در کسوت «پدرسالار» عرض اندام کنند

NIOC، شکارچی یا شکار بان؟

به گزارش سراج24، شرکت ملی نفت را باید یک شرکت ورشکسته نامید، دومین شرکت بزرگ نفتی جهان که اینک با حجم قابل‌توجهی از بدهی و سررسید بازپرداخت اوراق مشارکت روبه رو شده است و قصد دارد باز هم اوراق مشارکت منتشر کند.

انتشار اوراق مشارکت گرچه یکی از راه‌های جذب سرمایه در بخش‌های عمران و صنایع به شمار می‌رود اما صنعت نفت با توجه به وسعت کار و نیازهای میلیارد دلاری آن، تفاوت‌های چشمگیری با سایر حوزه‌ها دارد که راهکاری به نام اوراق مشارکت مانند مسکنی است که تنها می‌تواند بخشی از نیازهای این صنعت را آرام کند و اندکی بعد نفت می‌ماند و زخم بی‌پولی.

عدم سرمایه‌گذاری شرکت‌های بزرگ ایرانی و سرمایه‌داران داخلی و خارجی طی چند سال گذشته، محدودیت‌های بسیاری را برای شرکت ملی نفت به وجود آورده است و «تشنه‌ای» به نام نفت هیچ گاه نتوانسته است خود را با سرمایه‌های کلان سیراب کند. دلایل وضعیت کنونی و بی‌اعتباری شرکت ملی نفت را باید در چند مورد خلاصه کرد که سال‌هاست گریبان آن را گرفته است؛ بخشی از آنها به خود شرکت ملی نفت بر می‌گردد و بخشی دیگر منبعث از نگاه دولت به آن است.

۱- کاغذ بازی بی‌انتهای شرکت ملی نفت در تسویه با سرمایه گذاران و شرکت‌های خارجی و ایرانی مهم‌ترین عامل در به وجود آمدن فضای امروز است. روزی گفته می‌شد شرکت‌های خارجی به دلیل تحریم‌ها از ایران رفته‌اند، در حالی که تحریم‌ها تنها بخشی از علاقه‌مند نبودن شرکت‌های خارجی به سرمایه‌گذاری در نفت ایران است. قوانین و دستور‌العمل‌های کاری شرکت ملی نفت به قدری پیچیده است که گاه برای تسویه حساب با شرکت‌های خارجی بیش از دو سال زمان صرف می‌شود؛ به بیان ساده یک پیمانکار خارجی برای دریافت طلب خود باید دو سال زمان بگذارد و پول خود را بدون دخیل شدن شاخص‌هایی همچون ارزش پول، سود پول و... دریافت کند. شرکت‌های ایرانی نیز از این مقوله مستثنی نیستند و از بدقولی‌های شرکت نفت فغان سر می‌دهند، به عنوان نمونه برای صدور چکی چند صد هزار تومانی به ۲۰ امضا نیاز است چه برسد به ارقام میلیونی و میلیاردی. به طور قطع در چنین شرایطی قطعاً سرمایه‌گذاری خاصی صورت نمی‌گیرد و فضای رکود حاکم می‌شود. نفتی‌ها به خوبی می‌دانند مشکل بروکراسی اداری و مالی پاشنه آشیل این صنعت است اما به قدری کلاف کار در نفت پیچیده است که کسی به خود جرئت نمی‌دهد برای سامان دادن آن، طرحی نو در بیندازد.

۲- نقش شرکت ملی نفت به هیچ عنوان در صنعت نفت مشخص نیست به نحوی که هم می‌توان آن را کارفرما نامید و هم پیمانکار. طبق قانون وزارت نفت نقش حاکمیتی دارد و شرکت ملی نفت نقش تصدی‌گری اما شرکت ملی نفت همواره نقش کارفرما را ایفا کرده و در چندین لایه پایین‌تر از این شرکت این کارفرمایی وجود دارد در حالی که باید نقش پیمانکاری داشته باشد، به عنوان نمونه در حوزه پارس جنوبی، شرکت ملی نفت با تأسیس شرکت نفت و گاز پارس قصد داشت بزرگ‌ترین میدان گازی جهان را توسعه دهد، شرکت نفت و گاز پارس اما نقش کارفرما را ایفا کرده و پروژه‌ها را به شرکت‌های ایرانی و خارجی واگذار می‌کند. این شرکت‌ها نیز کارفرما شده و شرکت‌های دیگر را به کار می‌گیرند. دقت کنید نقش پیمانکاری به هیچ عنوان در مجموعه صنعت نفت مختوم به یک شرکت نمی‌شود و شرکت‌هایی که هدف از تأسیس آنها، به عهده‌گیری نقش پیمانکاری بوده است، نقش کارفرمایی را ایفا می‌کنند تا مشخص نشود سرانجام چه شرکتی باید پاسخگوی کارفرمای ارشد یعنی وزارت نفت باشد.

به نظر می‌رسد خصلت ریاست و موضعی آمرانه در همه رده‌های شرکت ملی نفت دیده می‌شود و هیچ یک از این شرکت‌ها حاضر به کنار آمدن با نقش پیمانکاری نیستند؛ این مسئله شاید نشأت گرفته از روحیه اقتصاد ایران است که شرکت‌های دولتی همواره علاقه دارند در کسوت «پدرسالار» عرض اندام کنند و شگفت‌انگیز‌تر آنکه از الگوی‌های مدیریتی دم می‌زنند در حالی که در اقتصاد شرق آسیا، یک نفر هماهنگ می‌کند و ۹ نفر پارو می‌زنند اما در صنعت نفت ایران، ۹ نفر دستور می‌دهند و یک نفر کار می‌کند.

نقش شرکت ملی نفت به هیچ عنوان در صنعت نفت مشخص نیست؛ مشخص نیست این شرکت «شکاربان» است یا «شکارچی» و اصولاً چه اقداماتی را انجام می‌دهد و در این وانفسا قرار است چه کند. آیا با تعطیلی شرکت ملی نفت اتفاقی برای تولید نفت کشور رخ خواهد داد ؟ به طور قطع اتفاق خاصی رخ نخواهد داد و تنها یکی از برندهای اقتصادی مطرح جهان دیگر وجود خارجی ندارد، درست بر عکس شرکت‌های بزرگ نفتی جهان که با فاصله گرفتن از دولت، نقشه راه دقیقی را برای خود طراحی کرده‌اند و نه مانند شرکت ملی نفت ایران که ساده‌ترین پروژه‌ها را با تأخیرهای چند ساله پی‌می‌گیرد و توجهی به کارایی و بازدهی ندارد.

۳- یکی دیگر از عوامل عقب ماندگی شرکت ملی نفت در اقتصاد ایران، تأثیرپذیری شگرف از منویات دولت‌هاست؛ اصول کلی بنا شده در حوزه شرکت‌های ملی نفت بر این پایه استوار است که شرکت ملی نفت، درصدی از درآمد خود را به دولت اختصاص می‌دهد و مابقی را صرف توسعه نفت می‌کند اما در ایران این موضوع کاملاً برعکس است به طوری که این دولت است که به شرکت ملی نفت درصدی از درآمدها را می‌دهد و ما بقی را صرف بودجه می‌کند. حتی در عربستان و ونزوئلا که ساختار نفتی آنها چند ده سال پس از ایران شکل گرفته است، چنین پدیده نادری دیده نمی‌شود که شرکت ملی نفت دست گدایی به دولت دراز کند اما در ایران، موضوع کاملاً متفاوت‌تر از آن چیزی است که باید رخ دهد. در ایران، این شرکت ملی نفت است که باید سر میز مذاکره با دولت بنشیند و از موضعی ذلیلانه، نیازهای خود را برای توسعه صنعت نفت و نگهداشت تولید مطرح کند و افرادی غیرمتخصص و ناآشنا به صنعت نفت درباره ضرورت‌های تخصیص بودجه‌ای بیشتر تصمیم‌گیری کنند و چند میلیون دلاری در کمچه نفت بگذارند و در نهایت به بزرگ‌ترین صنعت کشور گفته شود برای تأمین نیازهای چند میلیارد دلاری خود، چند میلیارد تومان اوراق مشارکت عرضه کند!

ساختار شرکت ملی نفت دولتی است نه ملی؛ شاید این مورد کاملاً نخ‌نما شده است، اما هیچگاه به عواقب این ساختار نشده است؛ شرکتی که برای سرپا نگه داشتن خود سالانه به میلیاردها دلار نیاز دارد باید همه درآمد خود را به دولت «هبه» کند و بخش اعظمی از ضرورت‌های خود را به فراموشی بسپارد در شرایطی که در جهان رقابتی نفت، شرکت ملی نفت ایران به عنوان دومین شرکت نفتی دنیا به لحاظ ذخایر نفت، شبیه «جوکی تکراری» است که از ساده‌ترین شاخص‌های اقتصادی و توسعه‌ای برخوردار نیست و همه در سیاست‌های آن جولان می‌دهند به جز متخصصان آن.

منبع:عصر نفت

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۱۸
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••